من و قرآن

بدون عنوان

1393/1/4 21:00
نویسنده : اسرا
210 بازدید
اشتراک گذاری

پس از مصیبت در، در بدر شدم ، مادر

همین که از خبرت با خبر شدم مادر

 

نوشته اند : چهل تن به یک نفر من هم

اسیر صورت آن یک نفر شدم مادر

 

میان شعله ی آتش چه آمده به رخت

که من ز داغ رخت شعله ور شدم مادر ؟

 

چه آمده به سرت ؟ باز چهره پوشاندی !

دوباره زخمی زخم بصر شدم مادر ؟

 

حسن نگاه به دیوار خانه می نالد:

شهید روضه ی مسمار در شدم مادر!

 

نشسته ام .. که تو شب ها دگر نمی خوابی

شکسته ام ز غمت، پیر تر شدم مادر

 

رهم دهید به خانه که بی لیاقت من 

به روضه خوانیتان مفتخر شدم  مادر

 

دعا کنید برایم به حق چادرتان

نیازمند دعای سحر شدم مادر

 

شما که عازم راه سفر شدی مادر،

پس از شما چقدر در بدر شدم مادر

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و قرآن می باشد