سوره تکویر
سر آغاز گفتار نام خداست
که رحمتگر و مهربان خلق راست
پیمبر به یاد آر آن وقت و روز شود تار خورشید گیتی فروز
هر آنچه ستارست در آسمان شود تیره و تار در یک زمان
دگر کوه ها را نماند قرار شتر بچه اش را نهد در کنار
زمانی که با شور و جوش و خروش بگردند محشور کل وحوش
در آن سخت روزی که از فرط تاب شود شعله ور هفت دریای آب
خلایق ز هر جنس با جنس خویش بگیرند راهی ز پیوند پیش
بپرسند ز آن دختران در حضور از آنها که گشتند زنده به گور
که آن بی گنه د ختران بی پناه بکشتیدشان بر کدامین گناه
گشایند خود نامه ی کار خلق ببینند اعمال و کردار خلق
در آن روز کاین آسمان بلند به یک لحظه از جای خود بر کنند
در آن عرصه ی سخت کز هر کنار میان سقر بر فروزند نار
در آن روز بر مردم خوش سرشت بیارند نزدیک باغ بهشت
در آن روز هر کس از اعمال خویش همه هست آگاه بی کم و بیش
به دل هر چه کفار یکتا اله تصور نمایند باشد تباه

سوره تکویر
